سرگرمی :)

طنز بخوانیم و بخندیم

طنز بخوانیم و بخندیم

امیدواریم از خواندن این مطلب، (( طنز بخوانیم و بخندیم )) لذت ببرید و برایتان مفید باشد،از همراهی شماسپاسگذاریم.

 

بنده ى خوب خدا مادر زن

ذکر خیرش همه جا مادر زن

خنده رو، مثل مربا شیرین

بهتر از باقلوا مادر زن

از دخالت متنفر، دلسوز

منطقی، راه بیا مادر زن

زندگى با زن و فرزند که نه

بلکه شیرین شده با مادر زن

ازششم هفتم هر برج به بعد

بهترین حامى ما مادر زن

صاحب صندوق قرض الحسنه

گره از کار گشا مادر زن

خانه اش خانه که نه رستوران

صبح تا شب سرِ پا مادر زن

گسل زلزله با او آرام

باعث دفع بلا مادر زن

طفلکى حضرت آدم که نداشت

مثل من، مثل شما مادر زن

بس که خوب است دلم مى خواهد

نه یکى، بلکه سه تا مادر زن

مصطفى مشایخى

~*~*~*~*~*~*~*~*~~*~*~*~*~*~*~*~*~~*~*~*~*~*~*~*~*~

طنز بخوانیم و بخندیم
طنز بخوانیم و بخندیم

 نسیم عرب امیری

جوگیر…

این که خوابیده است اینجا آدمی جوگیر بود
ظاهرش جیغ و صدایش عینهو آژیر بود

از همان وقت تولد داخل گهواره اش
دایماً دلواپس آمار مرگ و میر بود

این اواخر دستش آمد تازه دنیا دست کیست
سعی کرد آدم شود البته دیگر دیر بود

شعرهایش گرچه از ذوق و لطافت بهره داشت
غُر غُر و زخم زبانش بدتر از شمشیر بود

از لحاظ تیپ و ظاهر هیچ چیزی کم نداشت
مانتویش خفّاشی و پوتین و کیفش جیر بود

آن اوایل صاف و سالم  عشق را شوخی گرفت
این اواخر عاشق مردی مریض و پیر بود

بس که تنبل بود حال مردم آزاری نداشت
در عوض یک عمر طفلک با خودش درگیر بود

شر به پا می شد اگر خیرش به جایی می رسید
شیر هم می داد اما گاو نُه من شیر بود

گرچه از خدمت به محرومان نمی شد هیچ سیر
بی تعارف گاه گاهی از خودش هم سیر بود

عینهو دیوانه ها  در گوشه ای متروک و دنج
صبح تا شب دست وپاهایش به هم زنجیر بود

سالها جان کند تا چیزی شود اما نشد
کوشش وسعی و تلاشش در خور تقدیر بود!

~*~*~*~*~*~*~*~*~~*~*~*~*~*~*~*~*~~*~*~*~*~*~*~*~*~

در آزمون سخت عشقت کم نیاوردم

مشروطی حتی ترم آخر هم نیاوردم

در پاسخ پرسیدن از راز بقای عشق

برهان ترد غیر مستحکم نیاوردم

پشت سرم حرف زیادی بود پیش از این

ازحرف بدخواهان به ابرو خم نیاوردم

داروی درد مزمن مردم شدم اما

تنها برای درد خود مرهم نیاوردم

ابلیس خود را خفه کردم با خیال تو

نامی زحوا گندم و آدم نیاوردم

شعری برایت بافتم با تاروپود عشق

اما برایت برگه ی شعرم نیاوردم

گم کرده بودم دست وپایم را به طوری که

از خاطرم رفت و گل مریم نیاوردم

محمدعلی ساکی

~*~*~*~*~*~*~*~*~~*~*~*~*~*~*~*~*~~*~*~*~*~*~*~*~*~

· علیرضا تیموری

انگشت نمای این و آن کرد مرا/سجاده نشین آستان کرد مرا

آبی که از این رسانه ها گرم نشد/آخر کرونا نماز خوان کرد مرا…!

· سعید بیابانکی

نه سیزده امسال بدر خواهم شد/نه هرگز از این کار پَکرخواهم شد

هستیم قرنطینه و از  بیکاری/تا آخر امسال پدر خواهم شد!

· عبدالرحمن قنبری

باید پس از این فرارِ معکوس کنم/ جای رؤسا تکیه به ویروس کنم

مأیوس از آینده‌ام و می‌خواهم/ هر کس کرونا گرفته را بوس کنم!

· شروین سلیمانی

این مرد که از ترس بلای کرونا/ در خانه نشسته در عزای کرونا

 از بس که در این خانه‌نشینی خورده/ حالا خورُنا گرفته جای کرونا

منبع:ستاره،قدس آنلاین،شاعر

امتیاز ما
برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!
[کل: 0 میانگین: 0]

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا