مجله اینترنتی ایران فان
مجله اینترنتی ایران فان در سال 1393 با این نام که ترکیبی از «بخندید»، «بخوانید» و «بدانید» است شروع به کار کرد. اکنون شما می‌توانید مطالب سرگرمی، دانتستنی، اخبار تکنولوژی، رسانه و موسیقی، بیوگرافی و.. را در این مجله رایگان مشاهده کنید.

نماز توسل به حضرت زهرا(س)چگونه است؟

نماز توسل به حضرت زهرا(س)چگونه است؟
0 130

نماز توسل به حضرت زهرا(س)چگونه است؟

امیدواریم از خواندن این مطلب، ((نماز توسل به حضرت زهرا(س)چگونه است؟)) لذت ببرید و برایتان مفید باشد،از همراهی شماسپاسگذاریم.

اگر دچار گرفتاری شده‌اید و گرهی در کارتان افتاده است حضرت زهرا (سلام الله علیها) یکی از بهترین ها برای استغاثه و گرفتن حاجت می‌باشد. برای استغاثه از ایشان و همچنین طلب حاجت نمازهای زیادی نقل شده که در این مقاله به چند مورد از آن‌ها اشاره می‌کنیم.

نماز حضرت زهرا (سلام الله علیها)

زمان خواندن نماز حضرت زهرا (سلام الله علیها)

بهتر است که این نماز در روز جمعه خوانده شود هرچند خواندنش مختص روز جمعه نیست.

کیفیت نماز حضرت زهرا (سلام الله علیها)

این نماز دو رکعت است؛
در رکعت اول بعد از حمد ۱۰۰ مرتبه سوره قدر را بخوانید.
در رکعت دوم بعد از حمد ۱۰۰ مرتبه سوره توحید را بخوانید.
وقتی که نمازتان تمام شد این دعا را بخوانید:

دعای بعد از نماز حضرت زهرا (سلام الله علیها)

سُبْحَانَ ذِی الْعِزِّ الشَّامِخِ الْمُنِیفِ‏
منزه است خداى صاحب عزت و مقام بلند
سُبْحَانَ ذِی الْجَلاَلِ الْبَاذِخِ الْعَظِیمِ‏
منزه است خداى صاحب جلال و کبریایى و عظمت
سُبْحَانَ ذِی الْمُلْکِ الْفَاخِرِ الْقَدِیمِ‏
منزه است خداى صاحب ملک فاخر ازلى
سُبْحَانَ مَنْ لَبِسَ الْبَهْجَهَ وَ الْجَمَالَ‏
منزه است خدایى که لباس حسن و جمال به قامت خود آراسته
سُبْحَانَ مَنْ تَرَدَّى بِالنُّورِ وَ الْوَقَارِ
منزه است خدایى که رداى – نور وقار در بر دارد
سُبْحَانَ مَنْ یَرَى أَثَرَ النَّمْلِ فِی الصَّفَا
منزه است خدایى که اثر پاى مورچه را در سنگ سخت سیاه مى ‏بیند
سُبْحَانَ مَنْ یَرَى وَقْعَ الطَّیْرِ فِی الْهَوَاءِ
منزه است خدایى که خط سیر مرغ را در هوا مى‏ بیند
سُبْحَانَ مَنْ هُوَ هَکَذَا لاَ هَکَذَا غَیْرُهُ‏
منزه است خدایى که تنها او بدین کمال است و غیر وى داراى این کمال نیست.

اعمال بعد از نماز حضرت زهرا (سلام الله علیها) به شکل‌های دیگر هم روایت شده است؛

سید بن طاووس طبق روایتی دیگر می‌گوید که بعد از تمام شدن نماز تسبیحات حضرت زهرا (سلام الله علیها) را بگویید و بعد از آن ۱۰۰ مرتبه صلوات بفرستید.

شیخ طوسی در کتاب مصباح المتجهدین گفته است که بعد از تمام شدن نماز تسبیحات حضرت زهرا (سلام الله علیها) را بگویید و سپس دعای بالا را بخواند و بعد از آن زانوها و دست‌های خود را تا آرنج برهنه کنید  و همه مواضع سجده را بدون هیچ پوششی به زمین بگذارد و در همان حال سجده بگوید:

یَا مَنْ لَیْسَ غَیْرَهُ رَبٌّ یُدْعَى‏
اى کسى که غیر از او پروردگارى نیست که خوانده شود
یَا مَنْ لَیْسَ فَوْقَهُ إِلَهٌ یُخْشَى‏
اى کسى که برتر از او خدایى نیست که از او ترسیده شود
یَا مَنْ لَیْسَ دُونَهُ مَلِکٌ یُتَّقَى‏
اى کسى که غیر او حکمرانى نیست که از او پرهیز شود
یَا مَنْ لَیْسَ لَهُ وَزِیرٌ یُؤْتَى‏
اى کسى که وزیرى ندارد که از رهگذرش نزد او روند
یَا مَنْ لَیْسَ لَهُ حَاجِبٌ یُرْشَى‏
اى کسى که حاجب و دربانى ندارد که رشوه به او بدهند
یَا مَنْ لَیْسَ لَهُ بَوَّابٌ یُغْشَى‏
اى کسى که نگهبانى ندارد که در پس پرده نگه دارى شود
یَا مَنْ لاَ یَزْدَادُ عَلَى کَثْرَهِ السُّؤَالِ إِلاَّ کَرَماً وَ جُوداً
اى کسى که زیاده خواهى و بسیار سوال و گدائى از درگاهش جز بر جود و کرم او
وَ عَلَى کَثْرَهِ الذُّنُوبِ إِلاَّ عَفْواً وَ صَفْحاً
و بر کثرت گناهان جز عفو و بخشش نیفزاید
صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
بر محمد و آل محمد درود بفرست
وَ افْعَلْ بِی کَذَا وَ کَذَا
و این کارها را برایم انجام ده
و به جای «کَذَا وَ کَذَا» حاجت خودتان را به زبان بیاورید.

نماز توسل به حضرت زهرا(س)

هرگاه برای تو به خداوند حاجتی پیش آمد و سینه‌ات از آن تنگی گرفت، دو رکعت نماز بخوان و پس از سلام سی مرتبه تکبیر بگو و «تسبیح حضرت زهرا» را بجای آور و به سجده برو و صد مرتبه بگو:

یا مَوْلاتِی یا فاطِمَهُ أَغِیثِینِی.

ای سرپرستم ای فاطمه به فریادم برس.
پس جانب راست صورت خویش را بر زمین بگذار و همین ذکر را صد مرتبه بگو و سپس جانب چپ چهره‌ات را بر زمین بگذار و صد مرتبه بگو، دوباره به سجده برو و صدوده مرتبه بگو و حاجت خود را یاد کن، به درستی که خداوند آن را برآورده کند، ان‌شاء‌الله‌تعالی.
مؤلّف گوید: شیخ حسن بن فضل طبرسی در کتاب «مکارم الاخلاق» فرموده: نماز استغاثه به بتول چنین است:
دو رکعت نماز بجای می‌آوری، سپس به سجده می‌روی و صد مرتبه می‌گویی: 

«یا فاطِمَهُ»

 آنگاه جانب راست صورت خویش را به زمین می‌گذاری و صد مرتبه می‌گویی، سپس جانب چپ صورتت را و صد مرتبه می‌گویی، دوباره به سجده می‌روی و صدوده مرتبه می‌گویی، پس از آن می‌خوانی:

یَا آمِناً مِنْ کُلِّ شَیْءٍ، وَکُلُّ شَیْءٍ مِنْکَ خائِفٌ حَذِرٌ، أَسْأَلُکَ بِأَمْنِکَ مِنْ کُلِّ شَیْءٍ وَخَوْفُ‌ِ کُلِّ شَیْءٍ مِنْکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَأَنْ تُعْطِیَنِی أَماناً لِنَفْسِی وَأَهْلِی وَمالِی وَوَلَدِی حَتَّىٰ لَاأَخَافَ أَحَداً وَلَا أَحْذَرَ مِنْ شَیْءٍ أَبَداً إِنَّکَ عَلَىٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ.

ای بی‌هراس و بیم از هر چیز که هر چیز از تو هراسان و برحذر است، از تو می‌خواهم به ایمنی‌ات از هر چیز و هراس هر چیز از تو، این‌که بر محمّد درود فرستی و ایمنی به من عطا کنی، برای خود و خاندان و دارایی و فرزندانم تا از احدی نهراسم و هرگز از چیزی حذر نکنم، به درستی که تو بر هر چیز توانایی.

 

نماز توسل به حضرت زهرا(س)چگونه است؟
نماز توسل به حضرت زهرا(س)چگونه است؟

اثر شگفت نماز استغاثه به حضرت زهرا(س)

در جلد هفتم گنجینه دانشمندان از مرحوم حجت الاسلام آخوند ملا عباس سیبویه یزدی نقل شده است که گفت:

من پسر عمویی به نام حاج شیخ علی داشتم که از علما و روحانیون یزد بود . یک سال آن مرحوم با چند نفر از دوستان یزدی برای تشرف به حج به کربلا مشرف شده و به منزل ما وارد شدند و پس از چند روز به مکه عزیمت نمودند .

من بعد از انجام مراسم حج ، انتظار مراجعت پسر عمویم را داشتم ولی مدتها گذشت و خبری نشد. خیال کردم که از مکه برگشته و به یزد رفته است . تا اینکه روزی در حرم مطهر حضرت سیدالشهدا(ع) به دوستان و رفقای او برخوردم اصرار کردم مگر چه شده ، اگر فوت کرده است بگویید .

گفتند واقع قضیه این است که روزی حاج شیخ علی به عزم طواف مستحبی و زیارت خانه خدا ، از منزل بیرون رفت و دیگر نیامد . ما هر چه انتظار بردیم و درباره او تجسس کردیم ، از او خبری به دست نیاوردیم . مأیوس شده حرکت نمودیم و اینک اثاثیه او را با خود به یزد می بریم که به خانواده اش تحویل دهیم. احتمال می دهیم که اهل سنت او را هلاک کرده باشند . من از شنیدن این خبر بسیار متأثر شدم .

بعد از چند سال روزی دیدم در منزل را می زنند . در را باز کردم ، دیدم پسر عموست . بسیار تعجب کردم و پس از معانقه و روبوسی گفتم : فلانی کجا بودی و از کجا می آیی ؟

گفت : اکنون از یزد می آیم .

گفتم : چنانچه نقل کردند تو در مکه مفقود شده بودی ، چطور از یزد می آیی ؟

گفت : پسر عمو ، دستور بده قلیان را حاضر کنند تا رفع خستگی کنم ، شرح حال خود را برای شما خواهم گفت.

بعد از صرف قلیان و استراحت ، گفت : آری روزی پس از انجام مراسم حج از منزل بیرون آمدم و به مسجدالحرام مشرف شدم . طواف کرده و نماز طواف خواندم و به منزل باز گشتم . در راه ، مردی با ریش تراشیده و سبیلهای بلند دیدم که با لباس افندیها ایستاده بود . تا مرا دید قدری به صورت من نگاه کرد و بعد جلو آمد و گفت : تو شیخ علی یزدی نیستی ؟ گفتم : چرا .

گفت : سلام علیکم ، اهلا و مرحبا ، و دست به گردن من انداخت و مرا بوسید و دعوت کرد که به منزلش بروم . با آنکه وی را نمی شناختم با اصرار مرا به منزلش برد و هر چه به او گفتم شما کیستید ، من شما را به جا نمی آورم ، گفت :

خواهی شناخت ، مرا فراموش کرده ای ، من از دوستان و رفقای شما هستم . خلاصه ظهر شد خواستم بیایم نگذاشت . گفت : مکه همه جای آن حرم است . همین جا نماز بخوان و برایم ناهار آورد و من هر چه گفتم رفقایم نگران و ناراحت می شوند ، گفت : چه نگرانی ؟ اینجا حریم امن خداست .

خلاصه شب شد و نگذاشت من بیایم . بعد از نماز عشا دیدم افراد مختلفی به آن منزل می آیند تا جماعتی شدند و آن شخص شروع کرد به بد گفتن و مذمت کردن شیعه ها . گفت :

این شیعه ها با شیخین میانه خوبی ندارند ، مخصوصا با خلیفه دوم ، و اینها شبی را در ماه ربیع الاول به نام عیدالزهرا دارند که مراسمی را در آن شب انجام می دهند و از وی برائت و تبری می جویند و این هم یکی از آنها است و اشاره به من نمود و چندان مذمت از شیعه کرد و آنها را بر علیه من تحریک نمود که همه آنها بر من خشمناک شده و بر قتل من متفق گردیدند .

من هر چه مطالب او را انکار کردم ، وی بر اصرار خود افزود و در آخر گفت : شیخ علی ، مدرسه مصلی یزد یادت رفته ؟ تا این جمله را گفت به خاطرم آمد که در زمان طلبگی در مدرسه مصلی همسایه ای به نام شیخ جابر کردستانی داشتم که سنی بود و از ما تقیه می کرد و در شب مذکور که طلبه ها جلسه جشن داشتند او به حجره خود می رفت و در را به روی خود می بست ، ولی بعضی از طلبه ها می رفتند و در حجره او را باز می کردند و او را می آوردند و در مقابل او شوخی می کردند و بعضی از حرفها را می زدند و او چون تنها بود سکوت و تحمل می کرد .

پس گفتم : تو شیخ جابر نیستی ؟

گفت : چرا شیخ جابرم !

گفتم : تو که می دانی ، من با آنها موافق نبودم .

گفت : بلی ، اما چون شیعه و رافضی هستی ، ما امشب از تو انتقام خواهیم گرفت . هر چه التماس کردم و گفتم خدا می فرماید : ((و من دخله کان آمنا)) گفت : جرم شما بزرگ است و تو مأمون نیستی .

گفتم : خدا می فرماید : ((و ان احد من المشرکین استجارک فاجره …….)))، گفت : شما از مشرکین بدتر هستید! و خلاصه ، دیدم مشغول مذاکره درباره کیفیت قتل و کشتن من هستند ، به شیخ جابر گفتم : حالا که چنین است پس بگذار من دو رکعت نماز بخوانم . گفت بخوان .

گفتم : در اینجا ، با توطئه‌چینی شما برای قتل من ، حضور قلب ندارم . گفت : هر کجا می خواهی بخوان که راه فراری نیست!

آمدم در حیاط کوچک منزل ، و دو رکعت نماز استغاثه به حضرت زهرا(س) صدیقه کبری خواندم و بعد از نماز و تسبیح به سجده رفتم و چهار صد و ده مرتبه ((یا مولاتی یا فاطمه اغیثینی )) گفتم و التماس کردم که راضی نباشید من در این بلد غربت به دست دشمنان شما به وضع فجیع کشته شوم و اهل و عیالم در یزد چشم انتظارم بمانند .

در این حال روزنه امیدی به قلبم باز شد ، به فکرم رسید بالای بام منزل رفته خود را به کوچه بیندازم و به دست آنها کشته نشوم و شاید مولایم امیرالمومنین علی بن ابی طالب(ع) با دست یداللهی خود مرا بگیرد که مصدوم نشوم . پس فورا از پله ها بالا رفتم که نقشه خود را عملی کنم . به لب بام آمدم بامهای مکه اطرافش قریب یک متر حریم و دیواری دارد که مانع سقوط اطفال و افراد است .

دیدم این بام اطرافش دیوار ندارد . شب مهتابی بود .

نگاهی به اطراف انداختم ، دیدم گویا شهر مکه نیست ، زیرا مکه شهری کوهستانی بوده و اطرافش محصور به کوههای قبیس و حرا و نور است ولی اینجا فقط در جنوبش رشته کوهی نمایان است که شبیه به کوه طرز جان یزد است لب بام منزل آمدم که ببینم نواصب چه می کنند ؟ با کمال تعجب دیدم اینجا منزل خودم در یزد می‌باشد !

گفتم : عجب ! خواب می بینم ، من مکه بودم ، و اینجا یزد و خانه من است ! پس آهسته بچه ها و عیالم را که در اطاق بودند صدا زدم . آنها ترسیدند و به هم گفتند : صدای بابا می آید . عیالم به آنها می گفت‌: بابایتان مکه است چند ماه دیگر می آید .پس آرام آنها را صدا زدم و گفتم : نترسید من خودم هستم بیایید در بام را باز کنید بچه ها دویدند و در را باز کردند همه مات و مبهوت بودند .

گفتم : خدا را شکر نمایید که مرا به برکت توسل بهحضرت فاطمه زهرا(س)از کشته شدن نجات داد و به یک طرفت العین مرا از مکه به یزد آورد سپس مشروح جریان را برای آنها نقل کردم .

چگونه حاجت روا شویم؟!

 راهکار عملی شهید پورهنگ برای حاجت روا شدن توسل به حضرت زهرا (سلام الله علیها) بود و هر وقت مشکلی بزرگ یا حاجتی داشت، متوسل می شد به حضرت زهرا(سلام الله علیها).

می گفت باید زرنگ باشی و بدانی چه چیزی را از چه کسی بخواهی. از ائمه باید توقع داشت نه طلبکار بود. اگر توقع کمک و دستگیری داشته باشی، آن بزرگواران هم حتما به تو عنایت می کنند.

با توجه تمام دو رکعت نماز می خواند و هدیه می کرد به حضرت زهرا(سلام الله علیها)، می گفت چیزهای زیادی از این نماز دارم. ازدواج و کار و فرزند را اثر همین نماز می دانست.

شک ندارم شهادت را هم از همین نماز و نظر لطف حضرت زهرا(سلام الله علیها) گرفته بود…

خاطرات شهید محمد پورهنگ

[تعداد: 0   میانگین: 0/5]
در مجله اینترنتی ایران فان بخوانید!

نظر بدهید

لطفا نظرات غیر اسپم و غیر تبلیغاتی خود را درباره مطلب به صورت فارسی یا فینگیلیش در فیلد زیر با ما به اشتراک بگذارید.