روانشناسی

علل و علائم تنهایی مزمن چیست؟

علت احساس تنهایی چیست؟

در حالی که تنهایی غالباً با انزوای اجتماعی همراه است ، لزوماً فرد نباید از لحاظ اجتماعی از دیگران جدا شود تا احساس تنهایی کند. به عنوان مثال ، یک فرد می تواند توسط جمعیت احاطه شده باشد ولی  هنوز احساس تنهایی کند.این اهمیت ارتباطات معنادار اجتماعی با دیگران را برجسته می کند. هنگامی که فرد با دیگران ارتباط خوبی دارد احساس تنهایی کمی میکند.

تنهایی چند مدل است؟

۱-تنهایی وضعیتی

تنهایی موقعیتی موقتی است و احتمالاً پس از مدت کوتاهی از بین می رود.

نمونه هایی از تنهایی موقعیتی ممکن است شامل غم و اندوه موقتی باشد که هنگام عزیمت یکی از عزیزان از خانه برای سفر ایجاد می شود و شخصی که پشت سر میگذارد غم و اندوهی را تجربه می کند که ساعتها تا روزها ادامه دارد.

۲-تنهایی مزمن

از طرف دیگر ، تنهایی مزمن یک حالت مداوم غم و اندوه است که می تواند به طور نامحدود دوام بیاورد و هیچ پایان روشنی نباشد.

مثالی از این مورد شامل دردی باشد که شما پس از مرگ عزیزانتان تجربه میکنید.

تنهایی مزمن می تواند از هفته ها به ماه ها و سال ها ادامه داشته باشد. هر چه تنهایی مزمن بیشتر ادامه یابد ، فرد در برابر پیامدهای منفی سلامتی آسیب پذیرتر است.

تنهایی مزمن ممکن است به عنوان یک بیماری که منحصر به جمعیت مسن است درک شود. با این حال ، نسل های جوان از این حالت عاطفی در امان نیستند.

احساس تنهایی مزمن ممکن است توسط افراد مسن و جوان متفاوت باشد ، اما با این وجود هر دو گروه تحت تأثیر قرار می گیرند.

علت احساس تنهایی چیست؟دلایل شایع تنهایی مزمن:

تنهایی حالت غم و اندوه مربوط به انزوای اجتماعی است و عوامل خطر زیر در آن موثر هستند:

ارتباطات اجتماعی ضعیف
سیستم های پشتیبانی اجتماعی محدود
کاهش منابع اقتصادی
تغییر در ساختارهای خانواده

همه این سناریوها ممکن است به طور یکسان بر جمعیت جوان و مسن تأثیر بگذارد ، مانند:

محدود به فرصت های غیرمرتبط برای برقراری ارتباط با دیگران (به عنوان مثال ، دوستان یا آشنایانی برای برقراری ارتباط ندارید)
عدم توانایی در مشارکت در فرصت های اجتماعی به دلیل منابع محدود (به عنوان مثال ، نداشتن پول برای شرکت در باشگاه های اجتماعی و ورزشی )
تغییرات عمده در پویایی خانواده (به عنوان مثال ، مرگ یکی از عزیزان)

علائم و نشانه های تنهایی مزمن:

در حالی که هیچ تشخیص رسمی DSM-5 از تنهایی مزمن وجود ندارد ، این وضعیت ممکن است به طور کلی با افسردگی و اختلالات افسردگی همراه باشد.
علائم افسردگی و تنهایی مزمن به طور مشابه می تواند شامل موارد زیر باشد:

علاقه یا لذت کم برای انجام کارها
افسرده یا ناامید بودن
الگوی خواب مختل
احساس خستگی و کمبود انرژی
اشتهای ضعیف
پرخوری یا تغییرات قابل توجه وزن
مشکل در تمرکز
عزت نفس ضعیف
افکار خودکشی
اگر اعتقاد دارید که هر یک از این علائم را تجربه می کنید ، مهم است که با یک ارائه دهنده مراقبت های اولیه یا یک متخصص بهداشت روان مشورت کنید.

درمان تنهایی مزمن:

با وجود تحقیقات موجود در مورد انزوای اجتماعی و تنهایی ، تحقیقات بیشتری برای درک بهتر تأثیر کلی مداخلات خاص که بر تنهایی و سلامتی تأثیر می گذارد ، مورد نیاز است. هیچ پروتکل درمانی انحصاری برای تنهایی وجود ندارد.

با این حال ، از آنجا که فرض می شود تنهایی مزمن فرایندهای مشابه افسردگی دارد ، مداخلات درمانی موثر در درمان افسردگی نیز ممکن است در بهبود تنهایی مزمن مفید واقع شوند.

اینگونه مداخلات مربوط به روشهای رفتاری شناختی مبتنی بر شواهد است ، از جمله فعال سازی رفتاری با آگاهی اجتماعی (به عنوان مثال ، تشویق دیگران به انجام فعالیتهای جدید که دیگران را درگیر می کند).

پرداختن به تنهایی در عمل بالینی امری است که پزشکان (اعم از پزشکان و متخصصان بهداشت روان) می توانند در ارزیابی و درمان جمعیت بیماران خود مراقب آن باشند.

تشخیص تنهایی مزمن:

تشخیص های روانپزشکی توسط راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی ، چاپ پنجم (DSM-5 ، ۲۰۱۳) اطلاع داده می شود. در حالی که هیچ تشخیص رسمی DSM-5 از تنهایی مزمن وجود ندارد ، این وضعیت ممکن است به طور کلی با افسردگی و اختلالات افسردگی همراه باشد.

سطوح بالاتر تنهایی با افزایش علائم افسردگی در ارتباط است.

DSM-5 با وجود روحیه ای غمگین ، خالی یا تحریک پذیر ، همراه با تغییر در توانایی های جسمی و شناختی ، افسردگی را مشخص می کند.

یک مطالعه نشان داد که ارتباطات اجتماعی با دیگران خطر تنهایی مزمن و افسردگی را کاهش می دهد.

اگر هر یک از علائم تنهایی مزمن یا افسردگی را تجربه کردید ، بلافاصله با یک ارائه دهنده مراقبت های اولیه یا متخصص بهداشت روان مشورت کنید.

راه های جلوگیری از تنهایی مزمن:

اعتقاد من این است که انسانها برای ایجاد ارتباط با دیگران آفریده شده اند.

همانطور که در نظریه نیازهای آبراهام مزلو (۱۹۴۳) برجسته شده است ، احساس دوست داشتن و داشتن احساس تعلق از ضروریات انسان است.

وقتی این مورد غایب باشد ، می تواند حالت استرس و تنهایی ایجاد کند و منجر به ضعف سلامت روحی و جسمی شود.

یک اقدام پیشگیرانه برای جلوگیری از تنهایی مزمن ، درگیر شدن در فعالیت هایی است که ارتباط اجتماعی را تقویت می کنند. این ممکن است بر اساس موارد زیر متفاوت باشد:

سن
فرهنگ
زمینه محیطی

فعالیت های عمومی که ممکن است ارتباط اجتماعی را افزایش دهند عبارتند از:

مداخلات مبتنی بر وب (به عنوان مثال ، رسانه های اجتماعی ، ایمیل ، سیستم عامل های ویدیویی برای برقراری ارتباط با دوستان و خانواده)
مداخلات گروهی (به عنوان مثال ، باشگاه های اجتماعی ، باشگاه های ورزشی ، بازی های ویدیویی)
اثرات طولانی مدت تنهایی مزمن بر سلامت روان

آیا تنهایی مزمن می تواند به بی ثباتی ذهنی منجر شود؟

مشابه تأثیر افسردگی ، تنهایی می تواند بر عملکرد کلی شناختی و عاطفی تأثیر بگذارد.

تأثیر شناختی: تأثیر افسردگی بر عملکرد شناختی شامل اختلال در توجه ، تمرکز و توانایی های حافظه است. این در مورد تنهایی مزمن نیز صدق می کند. به عنوان مثال ، هنگامی که افراد افسردگی یا تنهایی قابل توجهی را تجربه می کنند ، احتمالاً با توجه به جزئیات خاص با مشکل روبرو می شوند ، مستعد خطا و اشتباه در کار هستند و یادآوری وقایع و مکالمات خاص را با مشکل روبرو می کنند.

تأثیر عاطفی: افرادی که از نظر مزمن تنهایی هستند ممکن است به طور معناداری احساس بدخلقی ، تحریک پذیری ، عصبانیت ، بی حوصلگی را داشته باشند ، فقط به ذکر چند مورد. همان الگوهای اختلال در عملکرد و رفتارهایی که با علائم افسردگی همراه هستند ممکن است با تنهایی مزمن وجود داشته باشد.

تمایل به خودکشی: افسردگی یک عامل خطرناک برای رفتارهای خودکشی است. به همین ترتیب ، افراد از هم گسیخته و تنها از نظر اجتماعی در معرض خطر خودکشی قرار دارند

خطرات سلامتی مرتبط با تنهایی:

مطالعات نشان داده اند که تنهایی موقعیتی و مزمن ممکن است از عوامل خطر مرگ و میر یا مرگ باشند ، اگرچه تنهایی مزمن خطر بسیار بالاتری را نشان می دهد .

تنهایی یک عامل خطر برای سلامت روحی و جسمی ضعیف است. افسردگی و سلامت قلب و عروق بیشترین نتیجه سلامت در مورد تنهایی مزمن هستند .

همانطور که قبلاً ذکر شد ، بیشتر نتایج بهداشتی مورد مطالعه تنهایی مزمن شامل افسردگی و مسائل قلبی عروقی است.

تحقیقات در مورد تأثیر تنهایی مبتنی بر جنسیت نتایج متفاوتی را به بار آورده است. مطالعات مختلف نشان می دهد که زنان و مردان به انزوای اجتماعی و تنهایی واکنش متفاوتی نشان می دهند. به عنوان مثال ، Zebhauser و همکاران. (۲۰۱۳) شناسایی کرد که در حالی که تنهایی هم زنان و هم مردان را تحت تأثیر قرار می دهد ، اما تنهایی تأثیر مخرب تری بر مردان دارد.

علاوه بر این ، هاکت و همکارانش (۲۰۱۲) شناسایی کرد که تنهایی بیش از مردان بر سلامت جسمی زنان تأثیر می گذارد.

علت احساس تنهایی چیست؟
علت احساس تنهایی چیست؟

حرف آخر درباره تنهایی:

تنهایی غالباً ناشی از فقدان یک زندگی اجتماعی با ارزش و روابط راضی کننده از نظر عاطفی است ، اما به خوبی می تواند بر افرادی تأثیر بگذارد که از هر دو حساب خوب عمل می کنند. بنابراین ، تنهایی همیشه نمی تواند به یک علت قابل تشخیص بازگردد.

برخی از افراد دچار دوره های تنهایی دوره ای می شوند که ممکن است در اثر یک اتفاق اخیر ایجاد شود ، در حالی که دیگران با تنهایی مداوم و غیرقابل توجیهی روبرو هستند.

تنهایی مزمن نه تنها احساس عزت نفس و اعتماد به نفس شما را کاهش می دهد ، بلکه زمینه ساز مشکلات قلبی و افسردگی می شود.

بنابراین ، شما نباید سلامتی عاطفی خود را به عنوان بی اهمیت کنار بگذارید زیرا می تواند به طور قابل توجهی سلامت جسمی و روانی شما را در طولانی مدت مختل کند.

برای مقابله با این اختلال و داشتن زندگی پر از رضایت ، از متخصصان آموزش دیده پزشکی و بهداشت روان کمک بگیرید.

امتیاز ما
برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!
[کل: 0 میانگین: 0]

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا